قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

به نام خالق اشک

قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۳۹ ق.ظ

قلم شکسته

حنیف منتظرقائم

درباره سايت

about
متاسفانه امکان درج خودکار کادر جستجو یا جعبه دنبال کنندگان در این قالب وجود ندارد، لطفا برای درج از حالت دستی استفاده نمایید.

توضیحات

إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِیفًا

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

اطلاعات سايت

client
client
client
client
client
client
client
client
client
client
client
client

تصاویر برگزیده

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

عنوان عکس

توضيحات مختصر درباره عکس

زینت نام پدر

بسم الله

میلاد حضرت زینب(س)، عمه سادات مبارک باشد

خواستیم برای میلادش شعری دست و پا کنیم مثل همیشه قلم سر از کربلا در آورد....عذر تقصیر....

از زبان حضرت امیر(ع)...

شکر لله که خدا خواسته دختر باشی
باعث دل خوشی حضرت مادر باشی

چادرش را که سرت می کنی انگار بناست؛
با خود فاطمه(س) باید که برابر باشی

روی پیشانی تو "ام ّ مصائب" خواندم
آمدی ناظر آن فاجعه ی "در" باشی


خون رگ های حسین(ع) و گل تو ممزوجند
و مقدر شده ای عشق! تو خواهر باشی

آمدی تا به  شب عاشقی اش هر لحظه؛
سایه ی همقدم ماه ِ برادر باشی

ناجی قلب حسینی... برسانی خود را؛
قبل او کاش تو بر پیکر اکبر باشی

بی عمود است اگر خیمه سقا، زینب(س)!
بهتر این است خودت ساقی اصغر باشی




زینت نام پدر!... زینب من! ...باید که؛
بعد آن واقعه، در کوفه، تو حیدر باشی


کربلا...کوفه و در شام بلا... زینب جان!
باید آماده افتادن معجر باشی

غصه های تو تمامی که ندارد بابا!
که خدا خواسته تو معنی مضطر باشی

آمدی خنده به لب های همه افتاده
گریه هستی تو که در خنده مستّر باشی


ح.م

رنگ عیدانه امسال

 

 

بسم الله

زندگی فاصله ی"بود" و "نبود" است، ولی؛
بودن فاطمه معنای وجود است، ولی؛
                                                
حال یک خانه خراب و دل  حیدر مضطر!
بر در خانه حق آتش و دود است، ولی؛

عالم آشفته شد از سوز قنوتی یک دست؛
ماه هم غرق دعا حین سجود است،ولی؛

خانه اهل کسا حال غریبی دارد؛
قامتی خم وسط خیمه عمود است ،ولی

بعد چندی به خدا پا شده  او از بستر؛
چشم این شهر بسی شور و حسود است ولی

زیر لب گفت زنی، بعد عیادت، آن روز؛
رفتن"مادر" این خانه چه "زود" است، ولی؛

.
.
.

ما هنوزم ز غم مادر خود، خونباریم
چادر مادر ما معدن جود است. ولی؛ 
                                             
تا که بر صفحه دل نقش علی(ع) بافته ایم؛
عشق او "تار"، غمش در دل"پود"است.ولی؛

بهر هر کس که به دل ماتم مادر دارد؛
رنگ عیدانه امسال"کبود" است....ولی....
ح.م

عشق مجسم

بسم الله
شکر به خاطر همه نعمت هایی که بدون استحقاق به من عطا کردی!

به کوری چشم همه "او" های عالم و تقدیم به همه ی "تو" های مقدس زندگی ام


از ازل قسمت شده آه دمادم مال ما
سهم بهتر مال او، یک قسمت کم مال ما

سیب سرخ و تازه حوّا نصیب دست او
ندبه ها و گریه های تلخ آدم مال ما

خوب قسمت کرده ای، حرفی ندارم جان تو؛
بی نیاز از سهم او؛ پهنای عالم مال ما

بی خبر از حال "ما"، "او" رفته در دنبال "تو"
کل دریا مال او؛ یک قطره شبنم مال ما

دل پریشانی فقط یک چاره دارد بهر ما
تار مویت را بده!...این حبل محکم مال ما

آسمان هم طاقت بار امانت را نداشت؟!
باشد آقا!...قامتی از غصه ها خم، مال ما

روز اول نان و عشقت را که قسمت کرده ای؛
در جواب ِ «من یُرید...؟» تا که گفتم: مال ما؛

شورشی افتاده در دلها، نمی دانم چرا!
یک نگاه و لذت صد حس مبهم مال ما

آسمان ها مأمن امن رسولان توأند
بین آنها صاحب خلق معظم مال ما

مکه و رکن یمانی و صفا و مروه... نه؛
چشمه های بهتری از آب زمزم مال ما

شوق افطار و دعای ربنّایش مال او
ختم قرآن کردن ِ با سوره غم مال ما

این خوراکی های خوش رنگ و لعاب از بهر او؛
لقمه ای از نذری ماه محرم مال ما

دلبران و قصه های دلبری شان جای خود؛
یک امام و جذبه ابروی پر خم مال ما

آسمان ها مال او، ماه ش ولیکن در عوض؛
 
 #حضرت_سید_علی   ،عشق مجسم، مال ما

کوری چشمان او، دنیا به زیر  دست ماست
جان فشانی بهر این حق مسلم مال ما

پشت جبهه ماندن و مدرک گرفتن مال او
زیر آتش رفتن و خط مقدم مال ما

قار و قار محسن و فریاد شاهین مال او
نغمه های حامد و آوای میثم مال ما *

ما فراتر می رویم از نام "ایران" ای عزیز!
نام زیبای تو هم در قلب پرچم مال ما


ح.م

............................................................................................................

*: محسن نامجو و شاهین نجفی

حامد زمانی،میثم مطیعی

فرصت نشد

بسم الله

یک سال از رفتن پدربزرگ گذشت

از زبان مادرم

من از صدای گریه زخمی این و آن
فهمیده ام که پر زده ای سوی  آسمان

بغضی گرفته راه گلوی مرا که حیف؛
فرصت نشد که با تو بگویم مرو..بمان

قدری بایست! جان دلم! این تذهبون؟!
با آن زبان ساده برایم دعا بخوان

با آن زبان ساده صدا کن مرا پدر!؛
من دخترم... وداغ تو در سینه ام نهان

یک سال می شود که تو رفتی ولی ببین؛
خیلی شکسته تر شده ام من از آن زمان

وقتی که کل خانه پر از یاد چشم توست
باور نمی کنم که تو رفتی از این جهان

من بوسه ها زدم به تن سنگ سرد تو؛
در حسرت لطافت آن دست مهربان

بابا قسم به موی سپیدت! برابر است؛
با یک نگاه دیگر تو، کل عمرمان

ما «یا حسین(ع)» را ز تو داریم و میبریم
نام امیر علقمه را هم بر این زبان


رفتی میان باغ بهشتت؟..برو...ولی؛
یادی کن از تمامی ما دلشکستگان

ح.م

 

فاتحه فراموشتان نشود

یا علی مددی

امام حسين (ع)

مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَا الّذِى فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ؟

پروردگارا! آن كه تو را نيافت، چه يافت و آن كه تو را يافت، چه از دست داد؟

امام علی (ع)

اِعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَلیلٌ عَلى ضَعْفِ عَقْلِهِ

فخر کردن انسان به خودش، نشانه کم عقلى او مى باشد.

امام رضا (ع)

صَديقُ كُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ

دوست هر كس عقل او، و دشمنش جهل اوست.

قلم شکسته

تا در شکست، سینه شکست و قلم شکست

با ما در ارتباط باشيد

ما دوست داريم از نظرات شما در اطلاع باشيم

تماس با ما

پست الکترونیک

Hanif41999@Gmail.com

پست الکترونيک

منتظر تماس تان هستيم